
1- بی هیچ شکی تمام این تنش ها و درگیری های موجود و خسارت هایی که به اموال عمومی زده شده متوجه حامیان ... است و همه و همه قصد در تخریب میرحسین موسوی و حامیان سبزش را دارند ... همانطور که میرحسین عزیز گفت :
آن کسانی دیروز اتوبوسها و موتورها را آتش زدند که دیشب به خوابگاههای دانشجویی حمله کردند
2- آمار شهدا روز به روز بیشتر می شود ... خون دختری را یی هیچ ابایی روی زمین می ریزند و الله اکبر گویان ( گویی صدام را کشته اند ؟ ) میگذرند و نیروهای امنیتی که گویی برای محافظت از همین افراد در خیابانها جمع شده اند به راحتی از کنار این وقایع می گذرند... دختر و پسر بی گناه را - آنهم به جرم اعتراضی که حق قانونی هر ایرانیست - مورد حمله قرار می دهند ؟ آخر کجای دنیا را می توان یافت ؟ کجا را ؟
3- چنين سركوبگری ای نه تنها در رژيم شاهنشاهی بلکه در رژم صهیونیستی نيز سابقه نداشته و ندارد. در قبل از انقلاب کجا دانشجویان بی دفاع که به دانشگاه پناه می بردند را وحشیانه مورد تهاجم قرار می دادند؟ کجا لباس شخصی ها چنین آزادانه و با وجود پلیس به بانک ها و اماکن عمومی و خوابگاه دانشجویان حمله ور می شدند ؟

4- در تبریز می گویند نیروی های امنیتی و لباس شخصی ها بطور وحشیانه ای به مردم بی دفاع حمله ور می شوند و آنها را به خااک و خون می کشند ... در تبریز بیشترین شهید را تا کنون داشته ایم ... نمی دانم چگونه است ادعای کشور اسلامی بودنمان جهانیان را کر کرده است و بویی از اسلام, این دین مهربانی در این وطن دیده نمی شود ؟

5- در این مملکت ظاهرا کسی قانون را رعایت نمی کند ؟ هنوز انتخابات و روندش تایید نشده همه برای مثلا رئیس جمهور منتخب پیام تبریک می گویند و همان شب در رسانه مثلا ملی رئیس جمهور اعلام می کنندش و سخنرانی برایش ترتیب می دهند و فردایش ...

6- نمی دانم اگر این لباس شخصی هایی که خود را بسیجی می دانند و براین باورهستند که این حملات وحشیانه شان نوعی جهاد است و یا خود را – بر شیطان لعنت – سربازان گمنام امام زمان می نامند ( که من از خداوند برای چنین تشبیهی طلب بخشش می کنم ) ؛ پس چرا دست به سانسور می زنند و عکاسان و فیلمسازان را مورد تهاجم قرار می دهند ؟ و یا همچون صهیونیستها به آدمهای بی پناه حمله ور می شوند و کتک می زنند ؟ و یا چرا دوربین را یا می شکنند و یا می برند ؟
7- بعداز حضور میلیونی طرفدارن میرحسین موسوی در تهران و حضورهزاران نفری در شهرستانهای دیگر؛ دوست داشتم یک نفر به این دکتر!! دروغگو و دیکتاتور بگوید : این است علف و هرز و خار و خاشاکی که تو ما را نامیدی ... روزی میرسد که این علف های هرز ریشه ی استبداد را خشک می کند و همین خار و خاشاک گلوی ددمنشان را می فشارد ... دکتر!! بهتر است بجای مقلد هیتلر و صدام بودن ( هیتلر و صدام نیز مخالفانشان را علف هرز نامیده بود ), مقلد انسان های پاک باشی ...
درود بر مردم آزاده ایران
ما با هم تا رسیدن به هدف ایستاده ایم.
پست قبلی اعتراض دانشجویان در دانشگاه تهران